عشق افلاطونی

آرزوهام ته کشیدن چیزی نمونده که بخوام امشب یکی تو آسمون دلواپسه خیلی برام


همه ی هستیمو میدم فقط دلم میخواد بخوابم و  وقتی بیدار شدم ببینم همه ی چیزایی که تعریف کردی کابوس بوده

اصلا بیا بگو سرکارت گذاشتم و حرفام دروغ بوده به خدا ناراحت نمیشم از خوشحالی بغلتم میکنم

فقط بیا بگو بیا بهم بگو تو با این سن کمت انقدر زجر نکشیدی

همه ی دنیامو میدم

چرا تو؟تو که گناهی نداری

تو هنوز بچه ای

تو رو خدا بیا بگو دروغ بوده.......

جمعه سوم مرداد 13936:31مینا
شروعش یه سنگ توی قلب پرنده

تهش جوری میشه که هیچکس نخنده

یه دنیا پر از زخم و خون و پر از درد

که حتی نمیشه یه شب زندگی کرد

 

خدا لعنت کنه کسانی رو که ارامشو ازتون گرفتن

 

پنجشنبه دوم مرداد 139322:45مینا
گاهی چقدر دلم هوس شیطنت میکند

از همان شیطنت هایی که...

حرف تو پشت بند آن باشد که میگویی:

مگه دستم بهت نرسه...

 

پنجشنبه دوم مرداد 139322:21مینا
وقتی دلم گرفته...

آسمون ریسمون نباف...

جوک نگو...

فیلسوف نشو..

فقط دستمو بکش و ....

                               بغلم کن...

شنبه بیست و هشتم تیر 139321:36مینا
این چند وقت همش یه چیزایی برام مرور میشه که خیلی وقت پیش گذاشتمشون تو زیرزمین ذهنم و درشو قفل کردم یه زیرزمینی که حتی میترسم برم سمتش انگار یه عالمه گربه داره که ممکنه گازم بگیرن یا زخمیم کنن

بچه که بودم شجاعتر بودم از گربه هنوزم میترسم اما حداقل اون موقع ها از گنجشک نمیترسیدم تا این که یه روز یه گنجشک با سرعت اومد سمتمو خورد بهم باعث شد دیگه از گنجشکم بترسم...

دخترایی که الان دورمنو گرفتن همه درگیر یه عشقن عشقای مغرور پسرایی که بازی دادنو خوب بلدن نمیدونم شایدم واقعا عاشقن اما من بدبین شدم

حس میکنم پسرا عاشق نمیشن

وقتی دوستام از خاطراتشون میگن میبینم چه قدر مثل منه خاطراتشون همون حرفا همون خر شدنا احساساتی شدنا زود بخشیدنا حماقتا..

میترسم واقعا میترسم چیزی که من تجربه کردمو تجربه کنن یه شکست وحشتناک میترسم یه روز مثل من یخ بزنن و منجمد شن جوری که یخشون دیگه ذوب نشه اب نشه وانگار داره این اتفاق براشون میفته کاش وافعا این اتفاق نیوفته کاش زودتر از این خواب بیدار شن تا به قسمت کابوسش نرسیدن

کاش خودشونو بکشن کنار قبل از این که کنار گذاشته بشن

دیشب تا سحر با مریم حرف میزدم دلم میخواد کمکش کنم یه جمله هست که میگه واسم ارزوهای تو خاطره ست

مریم بهم گفت اون لیاقت تورو نداشت تو حیف بودی واسش تو خوبی تو نازی اون میگفت و من به این فکر میکردم که تو چی؟مگه تو خوب نیستی؟دلم نمیخواد واقعا دلم نمیخواد تجربه کنی دردی که من کشیدمو مریم اخه لعنتی تو که لالایی بلدی چرا خوابت نمیبره

خودتو نجات بده از این چیزی که بهش میگی عشق از پسری که معلوم نیست تا کی و کجا کنارته فاصله بگیر تو خیلی پاکی معصومی بی گناهی تو خیلی حیفی خیلی

شنبه بیست و هشتم تیر 139319:24مینا
سلااااام

خب نمیدونم الان کیا میان اینجا شایدم هیچکی نیاد خب طبیعیه بالاخره یه سال نبودم دیگه الان خودمم یه سال پیشمو یادم نمیاد چه برسه به دوستای قدیمی البته یه سری از پستامو پاک کردم بالاخره کلی عوض شدم تبدیل شدم به همونی که دوست دارم باشم دیگه بیخیال غم و غصه این شعری که دارم میذارم رو دوست دارم نه واقعیه نه چیزیاااا از الان بگم سوء تفاهم نشه واسه این میگم دوسش دارم چون واسه خودم جالبه یه شعر متفاوت از خودمه امیدوارم دوست داشته باشید

 

صدای پای شب انگار داره نزدیک تر میشه

چه وحشتناکه این خونه همش تاریک تر میشه

یه حس خالی از مهرو یه حس خالی از ایثار

یه جایی مثل ویرونه شبیه سایه ی آوار

تو نیستی و صدای در شبیه صوت ارواحه

یه مرده توی این خونه س که قبرش چشم در راهه

وصیت نامم آماده س ولی بی عاطفه رفتی

من اینجا توی قبرم تو، توو اوج قله ی بختی

من از این خونه ی بی رحم من از این زندگی میرم

تو خوش باشو تو اون دنیا ازت حقم رو میگیرم

دیگه پلکام سنگینن تو این تابوت اماده م

ببین حتی توی مرگم چه قدر دیوونه و ساده م

 

                                                             مینا تقی پور

از این مصراع هایی که جلوشون شکلک گذاشتم خیلی خوشم میاد خودم کلی باهاشون حال میکنم

بای بای

شنبه بیست و یکم تیر 139316:16مینا
document.write ('
');

* شما میتوانید با کیبرد خود نیز از پیانو استفاده نمایید *

   ترتیب دکمه به صورت زیر میباشد :   

Q W E R T Y U I O  P A Z S X D C F V G  B H N J M K L

شنبه نهم شهریور 139216:25مینا
یه خبر شنیدم نمیدونم درسته یا نه اما امیدوارم درست باشه

کسی که کاریکاتور پیامبر رو درست کرده به طور طبیعی کل بدنش سوخته

 

دوشنبه هفتم مرداد 139213:7مینا

آیا میدانید که اگر شما در حال حمل قرآن باشید

شیطان دچار درد شدیدی در سر میشود؟

و باز کردن قرآن شیطان را تجزیه میکند؟

و با قران خواندن به حالت غش فرو میرود؟؟؟؟؟؟؟؟

و آیا شما میدانید

هنگامی که میخواهید این پیام را به دیگران ارسال کنید

شیطان سعی میکند شما را منصرف کند؟

فریب شیطان را نخورید

و شما حق دارید این مطلب را کپی کنید

 و به دیگران ارسال کنید

اللهم صل علی محمد و آل محمد

پنجشنبه سوم مرداد 13920:4مینا

دوتا قهوه روی میزم /یکیش یخ کرده انگاری

خودت میگفتی اون روزا /یه فرقی با همه داری

نفهمیدم که این حرفت یعنی یک عمر بدبختی

نفهمیدم که این فرقت یعنی دلواپسی سختی

تو رفتی و از اون موقع خیالت با منه اینجاست

از این قهوه که یخ کرده/ نبودت کاملا پیداست

خیالت پیشمه اما چرا قهوه نمی نوشه

اینم از قهوه ی من که/ یه عالم زهر هم توشه

آهان میترسه از زهرش/ نترس قهوه ی تو پاکه

چه فرقی میکنه اخه؟ تو که جسمت زیر خاکه

ببین دارم میام پیشت/ چه قدر این قهوه هه تلخه

چرا دور سرم انگار /داره این دنیا میچرخه

ببین دستامو میلرزه چه قدر این جا هوا سرده

روی میزم دوتا قهوه ست یکیش انگاری یخ کرده

مینا تقی پور

جمعه بیست و هشتم تیر 139216:34مینا